زنان و معشوق در شعر حافظ:

 زنان و معشوق در شعر حافظ:

الف- زهره، رامشگر آسمان هاست. زهره و مريخ در عربي معادل ناهيد و بهرام در فارسي و ونوس و آدونيس يوناني، براساس متون افسانه نام دو عاشق و معشوقي زميني است که به آسمان رفته‌اند طبق افسانه‌ هاي بابلي، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به خاطر بدکاري آدميان به خداوند اعتراض نمودند، خدا به آن ها نيروي عشق را عطا کرد و به زمين فرستاد و آن ها مرتکب گناه‌ هاي پي در پي شدند:

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سماع زهره به رقص آورد مسيحا را

نام(زهره) همواره به عنوان رامشگر غزل سرا آمده است:

بياور مي که نتوان شد زمکر آسمان ايمن

به لعل زهره چنگي و مريخ سلحشورش

يکبار نيز نام(ناهيد) آمده است و تنها در يک مورد زيبايي چهره به آن تشبيه شده است. يک مرتبه نيز به نام(هاروت بابلي) اشاره شده است:

گربايدم شدن سوي هاروت بابلي

صد گونه جادويي بکنم تا بيارمت

ب- (سلمي)‌ نام معشوقه‌اي در ادبيات عرب، حافظ نام هيچ‌کس را در مقابل او نياورده است. اغلب در غزل ‌هاي دو زبانه عربي- فارسي از او ياد مي‌ کنند:

گر به سرمنزل سلمي رسي اي باد صبا

چشم دارم که سلامي برساني زمنش

ج- (شيرين) همراه با نام خسرو يا پرويز يا فرهاد آمده است:

زحسرت لب شيرين هنوز مي ‌بينم

که لاله مي‌دمد از خون ديده فرهاد

در بيشتر اشعار، شيرين معشوقه عمومي است. صفت خاصي ندارد و نام او اغلب با صنعت ايهام به کار رفته است.

د- (ليلي) همواره با نام مجنون آمده است که از ادبيات عرب وارد شعر فارسي شده است و ليلي نيز معشوقه عمومي است و در بيشتر اشعار صفت ويژه‌اي ندارد؛

برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر

وه که با خرمن مجنون دل افکار چه کرد

 

ه- (گلچهر) تنها يک مرتبه همراه با نام اورنگ آمده است و مهر همراه نام وفا حداقل دو مرتبه آمده است:

اورنگ کو، گلچهر کو، نقش وفا و مهر کو

حالي من اندر عاشقي داد تمام مي‌زنم

ز- (شکر) ‌حداقل يک مرتبه با اين مفهوم بدون ذکر عاشق ذکر شده است:

از حيات لب شيرين تو اي چشمه نوش

غرب آب و غرب اکنون شکري نيست که نيست

4- کلمه(دختر) نه مرتبه و همواره در ترکيب يا به مفهوم(دختر رز)‌ به معناي شراب آمده است:

دوستان دختر رز توبه ز مستوري کرد

شد برمحتسب و کار به دستوري کرد

در حالي که کلمه پسر به همين معني 11 مرتبه تکرار شده است و به موجب غالب بودن جنس مذکر اغلب منظور نوع انسان بوده است:

در مکتب حقايق، پيش اديب عشق

هان اي پسر بکوش، که روزي پدر شوي

5- کلمه(عروس، عجوزه، مخدره) اغلب به کنايه بر جهان و روزگار اطلاق شده است. صفات منفي بي ‌وفايي فتنه انگيزي در بيشتر موارد به آن ها داده است:

جميله‌اي است عروس جهان ولي هشدار

که اين مخدره در عقد کسي پدر شوي


منبع این نوشته : منبع
آمده ,مرتبه ,شيرين ,آسمان ,حافظ ,زهره ,معشوقه عمومي ,هاروت بابلي